تکنولوژی آموزشی

ُُEducational technology درگیر کردن دانش آموزان در فرایندهای تدریس و یادگیری و برنامه های آموزشی است

نقش چند رسانه ای ها در آموزش

تدریس دلچسب

پژوهشگران ، سالهاي بسياري است که تلاش مي کنند تدريس نچسب را دلچسب کنند. آنها همواره به دنبال پاسخي براي پر کردن خلاهاي يادگيري ، رفع مشکلات ناشي از نقص در فرآيندهاي تدريس و يادگيري بوده اند.
اين بار 2 پژوهشگر به نامهاي (Albalooshi) و (Alkhalifa) در سالهاي 2002 و 2003 به يافتن تاثير کاربرد چند رسانه اي ها و نرم افزارهاي آموزشي در تدريس پرداختند تا شايد گام ديگري به سوي يافتن تدريس ايده آل برداشته شود.


توجه به تفاوت هاي فردي



پيشتر از اين محققان بسياري ، روي تاثير اين چند رسانه اي ها و نرم افزارهاي آموزشي در تدريس پرداخته اند که نتايج برخي از اين تحقيقات بر کاربرد مفيد و موثر چندرسانه اي ها و نرم افزارهاي آموزشي در تدريس و يادگيري و نتايج برخي ديگر از اين تحقيقات حاکي از عدم وجود تفاوت معني دار ميان روش تدريس سنتي و روش تدريس به کمک چندرسانه اي ها بوده است.
در حاشيه اين تحقيقات نکات جالبي به چشم مي خورد.

1- در استفاده از نرم افزارهاي آموزشي دانش آموز با قدرت مانورهاي متفاوت و زيادي روبه روست که قدرت انتخاب او را بالا مي برد و همين مساله سطح يادگيري او را افزايش مي دهد.

2- در نرم افزارهاي چندرسانه اي که با توجه به اصول آموزشي طراحي شده ، به تفاوت هاي فردي توجه شده است ، بنابراين هر فرد با توجه به موقعيت خود و شرايطش به يادگيري مي پردازد.

3- وجود قدرت انتخاب در نرم افزارهاي آموزشي ، سبب رشد و نمايان شدن قابليت ها و توانايي هاي بيشتر دانش آموز مي شود.

4- دانش آموز در چند رسانه اي هاي آموزشي ، موقعيت هاي بيشتري براي آموختن دارد. راه حل هاي متنوع تر و بيشتري ارائه مي کند و پاسخهاي ارائه شده از کيفيت بالاتري برخوردار است.

5- در اينجا دانش آموز به صورت خودکار قادر به تنظيم سرعت يادگيري ، تکرار مطلب يادگيري هماهنگ مطالب با ديگر مدارس است.البته از کار افتادن احتمالي سيستم هنگام استفاده يا درگيري بچه ها با برنامه سيستمي که درست عمل نمي کند. از جمله عدم کارايي و مفيد و مثبت بودن سيستم چند رسانه اي ذکر شده است.


گروه ايده آل ؛ گروه دوم



اين تحقيق روي 3 گروه 15 نفره انجام شد. گروه اول حاضر در اين آزمايش به روش تدريس سنتي يادگيري داشتند.
گروه دوم کنار روش تدريس سنتي ، از چند رسانه اي هاي آموزشي هم استفاده مي کردند و گروه سوم ، دانش آموزان فقط به کمک چند رسانه اي هاي آموزشي ياد مي گرفتند.
نتايج به دست آمده از اين تحقيق که روي 45 دانش آموز انجام شد ، تفاوت قابل توجهي را ميان گروه اول و گروه سوم نشان نداد. يعني گروه اول که تنها به روش سنتي ياد داشتند در مقايسه با گروهي که با نرم افزارهاي آموزشي آموزش ديده بودند ، تفاوت چنداني در يادگيري نداشتند ؛ اما نتايج گروه دوم که از هر دو شيوه تدريس يعني روش تدريس سنتي کنار نرم افزارهاي آموزشي بهره جسته بودند ، 40 درصد پيشرفت در يادگيري از خود نشان دادند. دانش آموزان در اين روش ، مفاهيم درسي را به صورت معني دار آموخته بودند و کارايي بهتري در حل مسائل داشتند. اين دو محقق آزمايش ديگري را ترتيب دادند تا توجه به تفاوت هاي فردي را در اين روشهاي تدريس با هم مقايسه کنند. در روش تدريس سنتي با نتايج يادگيري به علت وجود تفاوت هاي فردي در دانش آموزان ، متفاوت و متنوع بود ؛ اما در گروهي که از نرم افزار آموزشي استفاده کرده بودند ، نتايج آزمايش با وجود تفاوت هاي فردي ، تا حدودي يکسان و مشابه بود.
تمام دانش آموزان با وجود توانايي هاي متفاوت و مختلف و تفاوت هاي فردي گوناگون به يک اندازه از تدريس بهره مند شده بودند. بله وجود يک نرم افزار درسي که براساس اصول يادگيري طراحي شده است کنار دانش آموزان ، هر چند مفيد و مناسب به نظر مي رسد اما کافي نيست.
اين نرم افزارهاي آموزشي ، وقتي کنار روش تدريس سنتي و کلاس درس مورد استفاده قرار گيرند. نتايج يادگيري را بهبود مي بخشند و در زمينه حل مشکلات يادگيري و حل مسائل و تفاوت هاي فردي به دليل ارائه مثالهاي متعدد و تنظيم سرعت آموزش و يادگيري و تکرار مطالب ، بسيار شيوا عمل خواهند کرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 8:1  توسط اشترانی  |